تبليغاتX
پرسه در شهر

دوم مرداد سالروز مرگ شاملو است،غول زیبایی که سر به آسمان می ساید.

شاملو یعنی دقیقا 4 سال از زندگی من و بهترینشان البته که هر روز را با اشعارش،صدایش،عکسهایش و چندین و چند کتابی که از او در قفسه کتابهایم داشتم و به شکلی ترجمان افکار سیاسی،اجتماعی در آن مقطع بود. پروایی ندارم از اینکه اعتراف کنم شاملو تنها چیزی بود که با وصل کردن خود به او در میان دوستان،تمام نداشته هایم را جبران میکردم و چه برایم لذت بخش بود که اطرافیانم در دوران دانشجویی من را به عنوان یک دوستدار شاملو می شناختند.

یادم می آید اولین ترم حضور دانشگاه نه دوستی در تبریز داشتم نه هم اتاقی که ثابتی که روزهایم را با او سر کنم و در این روزگار بود بیش از هر زمانی شاملو بی حوصلگی هایم را پر میکرد و اکنون چقدر خوشحالم که تنها بودم و توانستم در اشعار سخنرانی ها و مباحث شاملو غوطه ور شوم اگرچه دیگر مثل سابق حشرونشر با شاملو در برنامه های روزانه ام جایی ندارد. چهار سال دانشگاه را که تمام کردم، تمام کتابهایی شاملو و کتابهایی هم که در مورد او نوشته بودند را خریداری کرده و خوانده بودم و به هر مناسبت شعری از وی را چاشنی صحبتهای شوخی و جدی ام میکردم .چه روزگار خوبی بود سالهای همنشینی با شاملو.

خلاصه شاملو چیز دیگری است و به باور خیلی ها بعد از حافظ تنها شاعری است که توانسته به زبان فارسی امکانات جدیدی اضافه کند همین تاثیر عمیق وی بر شعر صده اخیر باعث شده که نام وی را حتی در رادیو هم که به لحاظ تفکری خاص که بر سیستمشان حاکم است با وی مخالفت شدید به عمل می آید،بارها و بارها می شنوم به این معنی که نمشود او را حذف کرد حتا اگر نگذارند دوستانش بر مزارش گرد هم آیند و دو اثر چاپ نشده وی هنوز در لیست کتابهای ممنوعه در وزارت ارشاد قرار داشته باشد.(کتاب های زیر خیمه گر گرفته شب و افسانه هفتاد و دو ملت).

اغلب شعرهایش را به شدت دوست میدارم و برای امروز می خواستم شعر "در این بن بست" را بیاورم که یادم آمد قبلا به مناسبتی در همین وبلاگ این کار را کرده بودم.الغرض خوش باشیم با شعر...

مرا
تو
بی سببی
نیستی.
به راستی
صلت کدام قصیده ای
ای غزل؟
ستاره باران جواب کدام سلامی
به آفتاب
از دریچه تاریک؟
کلام از نگاه تو شکل می بندد.
خوشا نظر بازیا که تو آغاز می کنی!
***
پس پشت مردمکان
فریاد کدم زندانی است
که آزادی را
به لبان بر آماسیده
گل سرخی پرتاب می کند؟-
ورنه
این ستاره بازی
حاشا
چیزی بدهکار آفتاب نیست.

نگاه از صدای تو ایمن می شود.
چه مؤمنانه نام مرا آواز می کنی!
***
و دلت
کبوتر آشتی ست،
در خون تپیده
به بام تلخ.

با این همه
چه بالا
چه بلند
پرواز می کنی

 

پاییز ۸۰ در تبریز

+ نوشته شده در 87/05/03ساعت 15 توسط عرفان شریفی |


جامعه فرهنگی سقز منتظر دستی از غیب و فراهم شدن بستر برای کار نمانده اند(مثل ما که دو سال قبل تصمیم گرفتیم بیاییم و نه از کسی اجازه گرفتیم ،نه معطل دیگران ماندیم) و به طرز خوش آیندی شروع به کار کرده اند.چند روز گذشته از تابستان را می شود یکی از نوادر مقاطع سقز دانست که ترافیک کلاسها و جلسات فرهنگی،سیاسی سنگین بود.در هر گوشه ای از سقز جلسه ای برپا است و چنان شده که نمی رسم تمام کلاس ها و جلسات مورد علاقه ام را بروم.

دلیل این فعالیت همه جانبه فرهنگی واقعا برایم مشخص نیست اما اراده ای برای کار جمعی به وجود آمده که قابل تحسین است و به نظر می رسد فعالین این عرصه به این نتیجه رسیده اند که کار انفرادی نتیجه چندانی در بر ندارد و همچنین باید هر حرکتی تحت نام و عنوانی انجام شود لذا نیاز به گروهی است که شناسنامه ای مشخص داشته باشد و چه خوب که منتظر دولت یا کمک دیگران نماندند و خود دست به کار شدند و اتفاقا همین راه درست است چه که مقوله فرهنگ باید از سوی نهادهای مردمی و غیر وابسته پیگیری شود .

خلاصه خوشحالم و اوقاتم( از این لحاظ) بسیار خوب میگذرد.تابستان خاطره انگیز 87 را از دست ندهید.برنامه ها در شارنیوز اعلام شده و میشود.

اما خبر خوبی که اشاره به آن ضروری است حضور یک خانم بسیار با استعداد در جمع وبلاگ نویسان سقزی است.مریم را می گویم که از اعضای سابق انجمن ادبی بوده و چون هسته اصلی شارنیوز از از زمان انجمن ادبی مولوی کرد با هم همکاری داشتند لذا ایشان هم از ابتدا همراه شارنیوز بودند اما درس و مشق و دوری از سقز اجازه همکاری مستمر را نمی داد.مریم به جمع ما اضافه شده و امیدوارم جماعت فیمینیست دست از سر ما برداند که چرا در شارنیوز هیچ عضو خانمی وجود ندارد!باشه؟

http://www.msoltanirad.blogfa.com/

+ نوشته شده در 87/04/29ساعت 0 توسط عرفان شریفی |


دوهفته قبل(رئیس جمهور):در عراق آمریکایی ها قصد ربودن من را داشتند.

هفته قبل(جناب مشاور رئیس):در ایتالیا تلاشی برای ترور رئیس جمهور صورت گرفته بود که خنثی شد.

این هفته(خود رئیس):یک نظامی آمریکایی برای اینکه بتواند با من عکس بگیرد یک ماه مرخصی خود را به عقب انداخت.

چه می شود از این سخنان پرمایه استنباط کرد.خوش به حالمان با رئیس جمهورمان

+ نوشته شده در 87/04/22ساعت 13 توسط عرفان شریفی |


رخوت و تکراری که بر جان شارنیوز افتاده است در ایمیل های رسیده مورد توجه و اعتراض کاربران قرار گرفته که باید بگویم فضای ناخوش آیندی چندی است بر کار و بار ما جوانان تازه کار دنیای رسانه سایه افکنده که متاثر از فضای سیاسی-اقتصادی کشور و بخشی هم ناشی از نگرانی برای آینده شخصی هر یک از اهالی شارنیوز است که بسیار مبهم و نامعلوم می نمایاند.اگرچه در انگیزه هایمان خللی وارد نشده و کماکان بر عهد خویش پایبندیم اما تصدیق بفرمایید که فضای کار مساعد نیست.در هر حال امروز تصمیم گرفتیم بر این وضعیت افسردگی آور غلبه کنیم و به سمت تهیه اخبار و مطالب هجوم ببریم و همانی بشویم که باید باید باشیم.

لطفا هم ضمن ارسال عکس و خبر برای ما پیشنهاد سوژه هم بدهید.

خبر خوب اینکه آزاد –پسر عموی کله خرابم- مجددا وبلاگش را فعال کرد و ظاهرا دوره رخوت را پشت سرگذاشته و سلامی دوباره به آفتاب و حلقه وبلاگی ما داده که با توجه به استعداد چشمگیرش، بسیار جای خوشبختی است .لطفا از طریق آدرس زیر به او خوش آمد بگویید تا این بار وبلاگ نویس صبورتری باشد.

http://azadsh.blogfa.com

+ نوشته شده در 87/04/22ساعت 1 توسط عرفان شریفی |


سخنرانی هفته گذشته احمدی نژاد در بین طلاب و ورحانیون را خواندم و بسیار شگفت زده شدم یعنی انتظار این سخنان را نداشتم چرا که اگر تا به حال سخنانی به زبان آورده که برای ملت گران تمام شده اما چون نظر شخصی وی بود باری به هر جهت برای خودش توجیه پذیر بود و می شد از موضع احترام به عقاید با حرفهایش برخورد کرد اما گفتن برخی سخنان که نادرست بودن آنها محرز است و امار و ارقام چیز دیگری را می گویند به هیچ روی برای من قابل باور نبود و هنوز در عجبم چرا باید رئیس جمهور یک مملکت اینگونه نادرست و خلاف واقع سخن بگوید.به عنوان یک شهروند که پذیرفته ام احمدی نژاد رئیس جمهور ایران است و به نظراتش- اگرچه مخالف من- احترام می گذارم خواندن این مطالب ناخوش آیند بود.

با توجه به اینکه احمدی نژاد همواره از صداقت و عدالت سخن به ميان مي‌آورد و همه مردم و منتقدين خويش را به پرهيز از ساده‌نمايي دعوت مي‌كند و همواره خواستار آن هستند كه واقعيات كشور به مردم گفته شود به این نکته زیر دقت کنید 

 رييس‌جمهور در سخنان خويش بيان كردند كه نرخ تورم هنگام تحويل دولت بيش از 16 درصد بوده است. در حالي‌كه بر اساس آمار رسمي بانك مركزي نرخ تورم در سال 1384 برابر 3/11 درصد بوده است و از سوي ديگر بيان كردند كه نرخ تورم در حال حاضر حدود 16 درصد مي‌باشد؛ در حالیكه برابر گزارش بانك مركزي در تیر ماه نرخ تورم با دو درصد افزایش نسبت به ماه قبل به ۲۶ درصد رسید. همچنين، ایشان بيان كردند كه نرخ رشد توليد ناخالص هنگام تحويل دولت 42 درصد بوده است، در حالیكه بر اساس آمار رسمي، نرخ رشد اقتصادي در سال 84 حدود 7/5 درصد بوده است و در ادامه فرمودند اين نرخ در سال 86 به 8/7 درصد رسيده است، در حالیكه نرخ رشد توليد ناخالص ملي در سال 86 طبق گزارش رسمي بانك مركزي 7/6 درصد است.

متاسفم

نكاتي پيرامون اولين سفر اروپايي احمدي‌نژاد براي شركت در اجلاس فائو: سفري با حاشيه هاي فراوان

+ نوشته شده در 87/04/17ساعت 23 توسط عرفان شریفی |


امروز صبح برای افتتاح نمایشگاه خوش نویسی در اداره ارشاد حاضر شدم و بعد از مدتها فرماندار را هم در آنجا دیدم.

من تی شرت و شلوار جین پوشیده بودم که فرماندار به محض دیدن با اشاره به سروضعم گفت :از اثرات جامعه مدنیه ؟

 

+ نوشته شده در 87/04/15ساعت 23 توسط عرفان شریفی |


این که بروبچ ما از جمله بدشانس ترین مخلوقات دو پا (و چند پا) هستند تقریبا کسی شک ندارد .ماجرای این چند روزه دلایل بس محکم تری برای اثبات این ویژگی را ارائه میکند.

روستای آبا و اجدادی ما آدینان است و به خاطر زمین های کشاورزی که داریم ،هر سال تابستان چند روزی را برای برداشت محصول -و یا به قول خودمان فصل کمباین- در صحرای نزدیک این روستا میمانیم و بسیار خوش میگذرد به شکلی هر ساله لحظه شماری رسیدن ایام فصل برداشت محصول را داریم. یکی از هم ولایتی های ما که به شکلی فایل مان نیز به شمار می آید استخری در نزدیکی زمین های ما درست کرده که جان میدهد برای شنا کردن .سال گذشته در گرمای تیر ماه پسر عمو ها و پسر عمه ها تصمیم گرفتیم به هم راه آن تعداد از اهالی شارنیوز که با ما نسبت فامیلی ندارند به استخر برای شنا کردن برویم.چشمتان روز بد نبیند تازه وارد آستخر شده بودیم که وسط تابستانی باران شدیدی باریدن گرفت که حتی فرصت لباس پوشیدن را هم به ما نداد .این باران تابستانی ضرر زیادی هم به محصول ما زد.

امسال به خاطر خشکسالی از محصول و این حرف ها خبری نیست و فصل کمباین هم نداریم،روز یک شنبه این هفته تصمیم گرفتیم خودمان به همان استخر برویم و کیفمان را بکنیم پس چهار نفری ساعت سه بعد از ظهر راه افتادیم و  همین که پایمان را از شهر بیرون گذاشتیم در شهری که یک سال است باران به خود ندیده، چنان باران بیارید که  نزدیک بود سیل راه بیافتد .به استخر که رسیدیم و از بس هوا سرد بود نتوانستیم شنا بکنیم.

گذشت تا به چهارشنبه رسیدیم و از فرط گرما ،برنامه رفتن به استخر را چیدیم و راه افتادیم و وارد آب هم شدیم اما به جان عزیزتان در سه نوبت باران های 5 دقیقه ای امان مان را گرفت و باورمان شد که مشکل خشکسالی امسال از استخر نرفتن ما است و گرنه آب و هوا مشکلی نداشت.خلاصه همین مسئله باریدن باران باعث کلی بگو و بخند شد

سه عکس از همین استخر را در زیر ببینید.استخری که مازیار نام k.j.pool) khloo jalil pool) را بر آن گذاشت.

منظره بسیار زیبای دارد این استخر خالو جلیل و بسیار محل آرامش بخشی است

همان بارانی که عرض کردم! که داغ یک شنای آرام را بر دل ما گذاشته است

چای تنها وسیله لهو و لعب پا برهنگان شارنیوزی

+ نوشته شده در 87/04/13ساعت 11 توسط عرفان شریفی |


 

چند سال پیش فرضیه مهمی در مورد خودمان (اهالی سقز) به نظرم آمد که اخیرا مستندات بیشتری برایش گردآوری کردم و هر آن امکان دارد نسبت به انتشار آن اقدام کنم.بنده دریافتم ما سقزی ها علاقه عجیبی به تجمع پیرامون چاله های بزرگ داریم و تا می بینیم شهرداری یا هر نهاد دیگری چاله ای کنده است به گرد آن جمع می شویم و داخلش را نگاه میکنیم.

از این حرکت دو مورد استخراج می شود یکی دور چاله های بزرگ گرد آمدن و دیگری به پایین نگاه کردن،این علاقه به حدی است که تا به حال به دلیل پرت شدن به پایین چند کشته و زخمی داده ایم.

اخیرا شهرداری مشغول بازسازی چه م ولی خان است و چال های بزرگی حفر کرده است.هر روز که از آنجا میگذرم مردم بیشتری را دور چالهای می بینیم که با علاقه به داخل چاله های و کار کارگران نگاه میکنند و من هم بی اختیار به آنها می پیوندم و البته بعد از مدتی به خود می آیم و از این جذابیت دل میکنم.

چندی پیش هم برای ساختن یک مجتمع تجاری پی کنی شده بود که مردم آنقدر ازحام ایجاد کرده بودند که کار بر صاحب کار سخت شده بود یا زمانی که روگذر زیر گذر سقز در حال اجرا بود هم مردم به صف ایستاده و مشغول رصد پیشرفت کار بودند.

البته این رفتار ما سقزی ها در دور چاله جمع شدن و به پایین نگاه کردن در زمینه سیاسی و اجتماعی هم نمود های برجسته دیگری دارد که برخی مقاطع به شدت محسوس است که اگر حوصله افشاگری داشتم و مطمئن بودم به سرنوشت پالیزدار و شهبازی گرفتار نمی شوم حتما خواهم گفت!

 

+ نوشته شده در 87/04/09ساعت 19 توسط عرفان شریفی |


دو هفته ای از آخرین باری که این غزل زیبای سعدی را خواندم میگذرد و تقریبا هر ساعت بیتی از آن را بی اختیار زمزمه میکنم.یک عاشقانه آرام.زمانی که سعدی از موضع عاشقی حقیر به معشوق والای بزرگ نگاه میکند اشعاری می سراید که سحرانگیز است و بی نظیر!

حیفم آمد این غزل زیبا را با شما شریک نشوم،باشد که حال و هوای تاریک وبلاگم کمی لطیف شود.در ضمن شجریان آوازی بر روی این شعر گذاشته است که کسانی که نشنیده اند نصف عمرشمان بر فنا است، بلکه هم بیشتر!

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم

 

دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

شوق است در جدایی و جور است در نظر

 

هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم

روی اَر به روی ما نکنی حکم از آن توست

 

بازآ که روی در قدمانت بگستریم

ما را سَری است با تو که گر خلق روزگار

 

دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من

 

از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم

ما با توایم و با تو نه‌ایم اینْت بوالعجب

 

در حلقه‌ایم با تو و چون حلقه بر دریم

نه بوی مهر می‌شنویم از تو ای عجب

 

نه روی آنکه مهر دگر کس بپروریم

از دشمنان برند شکایت به دوستان

 

چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم

ما خود نمی‌رویم دوان از قفای کس

 

آن می‌برد که ما به کمند وی اندریم

سعدی تو کیستی كه در این حلقه کمند

 

چندان فتاده‌اند که ما صید لاغریم

 

+ نوشته شده در 87/04/04ساعت 23 توسط عرفان شریفی |


هوای سقز پر از گردوغبار است و جدا تنفس در این هوا میتواند مشکلات تنفسی و بهداشتی ایجاد کند.به جد توصیه مبکنم از از ماسک استفاده کنید.کاری که تصمیم گرفته ام از امروز انجام دهم.نمی دانم آیا این گرد و غبار از اثرات خشکسالی است یا نه اما برای سال شکوفایی و نوآوری نگرانم.

در مورد خشکسالی در جایی خواندم که بخش کوچکی از برق کشور توسط نیروگاه های برق آبی تامین می شود و این خاموشی ها به غیر از خشکسالی یک دلیل مهم و اساسی تر دیگر دارد و آن به مشکلات مدیریتی برمیگردد .آنچیزی که این روزها مملکت در همه اجزا دچار آن است.

ماجرای ربودن رئیس جمهور توسط آمریکایی ها هم ماجرای جالب دیگری بود .احمدی نژاد مجددا به دوران طلایی بازگشته و بعد از مدتی که اظهارنظر عجیبی از او شنیده نمی شد اکنون در چند هفته گذشته به اندازه تمام سال سخنان نغض ایراد کرده است.رئیس جهور فکر نکرد که آمریکایی های که در نیویورک به راحتی میتوانستند ایشان را بروبایند چرا این کار را نکردند و خواستند وی را در عراق بحران زده بدزدند؟البته ایشان اصولا اهل عمل هستند تا فکر.

در این چند روز گذشته به شدت بر روی آرای سروش و مجتهد شبستری و واکنشهای روحانیون راست گرا به نظرات آنها تمرکر کردم و کلی از بحث های طرفین لذت بردم .ضمن اینکه دوستان را پیگیری ماجرای این جدل ها توصیه میکنم،عن قریب کلاسهایی در این خصوص برگزار خواهد شد که می تواند مفید باشد.

+ نوشته شده در 87/04/02ساعت 14 توسط عرفان شریفی |