تبليغاتX
پرسه در شهر

پرسه در شهر

سال نو مبارک

 

مولوی:

باز گردد عاقبت این در بلی   رو نماید یار سیمین بر بلی

ساقی ما یاد این مستان کند    بار دگر با می و ساغر بلی

نوبهار حسن آید سوی باغ    بشکفد آن شاخه های تر بلی

این سر مخمور اندیشه پرست    مست گردد زان می احمر بلی

این دو چشم اشک بار نوحه گر   روشنی یابد از آن منظر بلی

 

اهالی

 

نوروز مبارک باد

+  ارسال در  86/12/29ساعت 20 | 

خوشحالم که در سقز زندگی می کنم

انتخابات تمام شد و حیدری برای چهار سال دیگر نماینده مادر مجلس شد.انتخابی که با توجه به فضای موجود کسی را شگفت زده نکرد.حیدری در دوره قبل با 19 هزار رای به مجلس راه پیدا کرده بود.

انتخابات مجلس هشتم در سقز و بانه به تمام معنا آلوده و مسموم بود البته نه از لحاظ اجرا و نقش دولت و  هیاتهایی اجرایی که در مقطعی با عملکرد غیر قابل دفاع خود آزاد و رقابتی بودن انتخابات را زیر سوال بردند،بلکه فضای تهمت،تخریب و افترای که در طی یک هفته تبلیغات انتخاباتی کاندیداها بر علیه همدیگر روا داشتند یکی از بدترین انتخابات های تاریخ این حوزه را رقم زد.بعضی ها از هیچ اقدام غیراخلاقی کوتاهی نکرده و چه شفاهی چه کتبی دمار از روزگار رقبایشان درمیآوردند.متاسفانه کار به جایی رسیده بود که در روزهای آخر کاندیداها را رها کرده بودندو بر درودیوار شهر بر علیه زادگاه رقبا فحاشی می کردند.واقعا جای پرسش دارد که نماینده شدن تا این اندازه ارزش دارد که با آبروی خود و افراد دیگر اینگونه بازی کرد؟

شاید باید خوشحال بود گروهی کاندیدا نشدند و گروهی هم ردصلاحیت .

 من که از این انتخابات همین یک نکته به خاطرم خواهد ماند.

اما خوشحالم در سقز زندگی می کنم .مردم با مشارکت کمتر از 30 درصد در این شهر نشان دادند که وارد بازی ای نخواهند شد که اقتدارگرایان شرایط آن را تعریف میکنند.وقتی گروهی از نخبگان این شهر به دلایل واهی ردصلاحیت میشوند و جمعی محدود به جای شهروندان صاحب حق تصمیم گیرنده می شوند نتیجه طبیعی آن همین دلسرد شدن و بی علاقه گی به مشارکت است .حتی دیگر سخنرانی های متعدد  مسئولان دولتی و نصب بیلبورد های از سخنان آیت الله مکارم شیرازی و صافی گلپایگانی هم تاثیری در ایجاد علاقه به این صحنه بی رقابت نخواهد گذاشت.

خوشحالم که در شهری زندگی میکنم که  مردمانش اگرچه حاضر به پرداخت هزینه برای رسیدن به حق خود نیستند اما در موقعیت های مقتضی پیام نارضایتی خود را برای گیرنده های خاص ارسال می دارند و  برخی مقاطع را تبدیل به نمایش اعتراض آرام خود می کنند.

حال باید منتظر بود و دید تا ماموریت مقامات دولتی در سقز برای ترغیب مردم به شرکت در انتخابات از سوی مسئولان مافوقشان حائز چه نمره ای خواهد بود و آیا منجر به تغییر یا توبیخ خواهد شد؟

در ضمن برای دو اصلاحطلب باقی مانده در حوزه های مریوان و بیجار که توانستند با قدرت وارد مجلس شوند ،خوشحالم و به اصولگرایان حق میدهم که از رقابت در هراس باشند...

+  ارسال در  86/12/25ساعت 23 | 

اعلام نتايج انتخابات در حوزه سقز و بانه

+  ارسال در  86/12/25ساعت 12 | 

یک شهر دمش گرم

بهار خنده زدو ارغوان شكفت.
در خانه ، زير پنجره گل داد ياس پير.
دست از گمان بدار!
با مرگ نحس پنجه ميفكن!
بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار

نیمه دوم اسفند از آن دوران دمش گرم سقز است که آدم با همه چیز این شهر کیف میکند.هوایش حرف ندارد مردمانش مهربان می شوند،شبهایش جان میدهد برای قدم زدن، کلی دوست آشنایت را بعد از مدتها می بینی، و خلاصه دوران خوبی است.خصوصا اینکه ما فرزندان قشر آسیب پذیر کارمند به مدد دولت مهروز می توانیم امیدوار باشیم قدری نونوار شویم(بمیرم برای خودمان).

قرار بود دوران انتخابات فضای کار مطبوعاتی بازتر شود و بتوان بعضی حرفها که در سایر اوقات نمی شد زد را زد (جانم با این جمله بندی) اما این بار اصلا اینطور نیست و گروهی با چماق سیاه نمایی و کمک به سرد شدن انتخابات بالای سرمان ایستاده اند که از ترس آنها بعضی واقعیات را نمی توان انعکاس داد از جمله رفتار عجیب و غریب برخی کاندیداها یا ترکیب بازرسان و نمایندگان وزارت کشور و شورای نگهبان در روز رای گیری و... که اعتراضاتی را به دنبال داشته است اما مگر می شود حرف زد. برنامه های کاندیداها که محشر از کار درآمده اند اما مگر جرات داری در مورد آنها حرف بزنی و به نقد بکشی؟ فورا چماق سیاه نمایی بالای سرت است.

البته این وضعیت که ترسیم کردم شاید به این دلیل باشد که این انتخابات یک جوری است و بعضی ها دوست ندارند که مردم بدانند یک جوری است.

+  ارسال در  86/12/20ساعت 23 | 

انتخابات و دیگر هیچ

منت خدای را عز و جل که طاعتش موجب فربت است و غیره...

سومین روز تبلیغات بود هیچ اتفاق خاصی هم نیفتاد.این دوره از آن دوره های کم جنب و جوش و عادی است که خبری تولید نمی شود.

عجب فضای تخریبی ناجوانمردانه ای راه افتاده است.از اس ام اس های توهین آمیز تا افشای نامه های گوناگون .از نسبت دادن کاندیداها به برخی گروه های غیر محبوب تا دروغ پردازی های شاخ درآورنده! همیشه هم همینطور بوده و اساسا گروهی تخریب چی حرفه ای در شهر هستند که کارشان را خوب بلدند.

این ماجرای اعلام کاندیدای جبهه اصولگرا هم به جاهای جالبی دارد می رسد.از یک طرف خبرگزاری فارس اعلام کرد که نقشبندی و قادری مورد حمایت اصولگرایان هستند از طرف دیگر اصولگرایان سقز در گفتگو با ما خبر دادند که کاندیدای مورد نظر آنها فیضی است و نام وی را هم به استان اعلام کرده اند.حال دلیل این تفاوت لیست در چیست تا چند روز آینده مشخص خواهد شد.

آقا شارنیوز را که می خوانید ...این روزها بسیار اکتیو است... امروز هم روز پر کار و بسیار خسته کننده ای بود و کلی خبر دسته اول و دوم داشتیم.در ضمن یکی از مخاطبانمان که ساکن آلمان است و این روزها در سقز به سر میبرد نیز میهمان مان بود وکلی با هم گپ زدیم.

+  ارسال در  86/12/18ساعت 21 | 

چند نکته انتخاباتی و یک نامه به یاد ماندنی

معمولا شرکت فعال گروه های سیاسی در انتخابات و یا افرادی که همیشه در این حوزه فعال اند در هر دوره به نسبت دوره های پیشین به طور طبیعی باید منجر به ارتقاء سطح انتخابات و مسائل مطرح شده در آن بشود.مثلا شعارها جداب تر یا برنامه به سمت علمی تر شدن پیش برود و یا از روش های جدیدتری به برای طرح افکار و اندیشه های کاندیدا استفاده شود.

باور کنید انتخابات امسال نسبت به دوره پیش هیچ تفاوتی نکرده و به همان اندازه سطحی است .امروز در دفتر بروشورهای حاوی برنامه ها و اهداف کاندیداها را مرور می کردیم و به وضح میدیدم که برنامه مدونی وجود ندارد و همان حرف هایی است که همگان نظیر آن را بارها شنیده اند.

ظاهرا استمرار فعالیت های انتخاباتی منجر به ارائه روشهای جدید و معقول تر نشده و هیچ موردی که حاکی از نوآوری کاندیدای باشد تا به حال به چشم نیامد و فضا خیلی تکراری است. البته عدم جدی بودن فضای کلی انتخابات که قطعا دلیلش رد صلاحیت های گسترده است شاید مهمترین دلیل این مسئله باشد.

اما نکته مثبتی که دیدم و ویژگی دوران انتخابات هم هست این بود که جمع های در خیابان و حوالی ستادهای انتخاباتی تشکیل شده بود وگروهی گرم بحث های مختلف بودند.فضای خوبی برای تضارب آرا به وجود آمده و شاید بتوان امیدوار بود که ما سقزی ها را از پوسته سخت نگه داشتن فکر در خود و گریز از مباحثه دور کند.اینگونه باد.

نمی دانم منظور محمد قدمی از طراحی بنر بزرگی که پشت زمینه آن عکسی از مراسم حج و خانه خدا به همراه عکس بزرگی از خودش چه بود؟آیا احساس می کند مردم با دیدن خانه خدا فورا مجاب می شوند به او رای بدهند؟ البته تاکید ایشان بر حاجی بودن هم جالب است چون اصرار دارند حاج محمد قدمی معرفی شوند

فیضی هم در اقدام حماسی در کادری بزرگ بر روی بنر بالای ستادش نوشته " بدون شعار" و احتمالا منظورش این است که مردم از شعار خسته شده اند و وقت عمل است که اگر اینطوری باشد به خطا افتاده اند که این شعار با آن شعار توفیر اساسی دارد.

به لحاظ به کار گیری طرح های گرافیکی ستاد حیدری از همه بهتر بود و طرح های تبلیغاتی وی چشم نوازتر بودند.ایشان از عکسهای من که در سفرهایی با ایشان تهیه کرده بودند که البته اشکالی ندارد ولی شرط ادب چیز دیگری است.

 

داشتم نامه استعفای 114 نفر از نمایندگان مجلس ششم را می خواندم و بسیار به نظرم شجاعانه آمد.استعفای این نمایندگان مهمترین رویداد مجالس بعد از انقلاب است متن کامل این نامه را در ادامه مطالب بخوانید

 

 


ادامه مطلب
+  ارسال در  86/12/16ساعت 23 | 

یک نفر مومن یه توضیحی به ما بدهد نادان از دنیا نرویم

یکی بیاد این قضیه هسته ای ایران را یه توضیحی بدهد ببینم عاقبت ایران حقانیتش ثابت شد؟ البرادعی برنده شد؟ شورای امنیت ضایع شد؟ خلاصه چی به چیه؟

اگر گزارش البرادعی به نفع ایران بود چرا شورای امنیت بر پایه همین گزارش قطع نامه سوم را صادر کرد؟ اگر گزارش البرادعی به ضرر ایران بود چرا جشن هسته ای برگزار شد و گروهی این همه زور زدن که بگن ایران چنین کرد و چنان کرد و برنده شد و آمریکا رو سیاه شد؟

مهم اینه که سومین قطع نامه بر علیه ایران صادر شد و بعد از این مردم ایران بیش از پیش در مخمصه قرار می گیرند و کسانی که در مورد بی اهمیت بودن این قطع نامه ها حرف می زنند و آنها را بی تاثیر می دانند احتمالا خیلی آدم های خوب و سرحالی هستند!!!!!

واقعا باید نگران بود مملکت از هر جنبه که نگاه می کنی فشل شده است این بود آن اقتدار بین المللی دولت نهمی که حتی لیبی ، آفریقای جنوبی و اندونزی  هم حاضر به حمایت از ایران نشدند؟(چه برسد به چین و روسیه که هرکدام نمک را خوردند و نمکدان را شکستند) پس این اقتدار کجاست و کجا باید به درد بخورد؟نکند در حلبی آبادهای لبنان و فلسطین و عراق اقتدار داریم که بخورد توی سرمان!

امروز هم که به سلامتی اعلام شد طی 11 ماه گذشته تورم هفده و هشت دهم درصد بوده که البته مسکن از سبد مصرفی خارج شده تا این رقم از این بیشتر نشود که ملت همیشه در صحنه یک وقت احساس نکند مشکلی گریبان مملکت را گرفته است.سال پایانی دولت هشتم و تورم یازده و نیم درصدی و رشد اقتصادی هفت نیم درصدی(البته با درآمد بیست میلیارد دلاری نه مانند سال 85 رشد اقتصادی 5 درصدی با درآمد 75 میلیارد دلاری ) را به یاد بیاورید و افسوس دوران خوش گذشته را بخورید.

تا یادم نرفته بگویم به سلامتی مرغ در سقز رکورد کیلویی 2300 تومان را هم شکست و خدا را شکر که ما نان آور خانه نیستیم و الا معلوم نبود چه باید می کردیم

چطور بگوییم نگران اوضاع کشورمان هستیم تا ما را متهم به سیاه نمایی نکنند؟ها؟

 

+  ارسال در  86/12/15ساعت 0 | 

توهین به همسر پیامبر در مجله خانواده سبز

از جمله مباحثی که این روزها در سطح شهر حساسیت گروه های مختلف خصوصا علمای دینی شهر را برانگیخته است ماجرای اهانت ابراهیم حاتمی کیا در مجله خانواده سبز به حضرت عایشه است که حقیقتا برای من شوک آور و غیر قابل باور بود.

جناب هنرمند در افاضاتی گفته اند: منافقین، زنها –این عایشه های زمان - را برای تحریک دیگران در خط مقدم گذاشته بودند(عین مطلب چاپ شده)

چه فکر میکنید؟به نظرتان این شخص که بسیار خود را معتقد نشان می دهد و احتمالا نماز شبشان قضا نمی شود چگونه به خود اجازه داده به کسی که در قرآن مادر مسلمانان لقب گرفته اینگونه توهین کند خصوصا عایشه ای که نزد اهل سنت از جمله شخصیت های مورد احترام است.

صرفه نظر از اینکه مذهب تا چه حد برایمان اهمیت داشته باشد نباید به راحتی از کنار این مسئله عبور کنیم مخصوصا وقتی که در جایگاهی نابرابر و بدون تریبون قرار داشته باشیم و نتوانیم دفاعی از حیثیت مورد تهاجمان انجام دهیم و در عین حال طرف مقابل هم از مصونیت برخودار باشد هم صدایش از ما بلندتر...

اول فروردین مصادف با هفته وحدت است و کنفرانس هایی آنچنانی قرار است برگزار شود و در آن بر انسجام مذاهب تاکید شود  یکی نیست بگوید کدام وحدت منظورتان است؟...

به هرحال به ماموستایان اهل سنت که امروز در مسجد حاجی حکیم اجتماع کرده بودند باید حق داد که اینگونه برآشفته باشند و اهانت به خاندان پیامبر را برنتابد.یکی از این ماموستایان گفت :برای من پیامبر از همه نزدیکانم عزیز تر است و هرآنچه که در زندگی دارم از ایشان دارم  حال توهین به همسر پیامبر را چگونه تحمل کنم؟

+  ارسال در  86/12/13ساعت 23 | 

خطی ز دلتنگی

هوا هوا بهار است و باده باده ناب

به خنده خنده بنوشیم جرعه جرعه شراب

در این پیاله ندانم چه ریختی پیدا است

که خوش به جان هم افتادند آتش و آب

 

خدا این مامن وبلاگی را از من نگیرد که هر از گاهی به آن پناه می برم و سبک می شوم.

 

اسفند ماه بهترین فصل سال است.هوا دیگر سرد نیست،همه در تدارک بهار هستند و مردم بدون هیچ دلیلی شادتر به نظر می رسند.اتمسفر دوست داشتنی بر شهر حاکم است که قدم زدن در خیابان و دیدن چهره خندان مردم گذر لحظات را لذت بخش تر می کند.گروهی هم مشغول انتخابات اند و من با حسرت به تلاش آنها نگاه می کنم.

در این که سقز شهر عجیبی است کسی شک ندارد و در این مشکلات ریز و درشت فراوان هم دارد همه متفق اند اما همین شهر عجیب و پر مشکل به طرز عجیبی دوست داشتنی است و برای مدتی که از آن دور می افتی به دلتنگی غریبی دچار می شوی. این حس بعد از یک سالی که از دانشگاه فراغ التحصیل شدم و دوباره ساکن سقز شدم مجددا امروزم را پر کرد چون شاید مجبور بشوم برای کار به شهر دیگری بروم ...که اصلا دوست ندارم.

خوشحالم که شارنیوز باعث شد فضای به وجود بیاید که کاربران آن حُب سقز و تلاش برای دوستداشتنی کردن این شهر را احساس کنند. یعنی ناخواسته باعث شد عِرق سقزی بودنمان گل کند( حداقل برای ما که اینطور بود) اگرچه خیلی اوقات غرولند می کنیم و از خیلی چیزهایش گلایه دارم.

از این شعر کاک حسن امینی همیشه لذت برده ام و الان لذت مضاعف میبرم.

 

به حــورمــه‌ت‌و رێزه‌وه

له گه‌ڵ هه‌تاو دووراو دوور

له كه‌لی كارێـــزه‌وه

ئه‌ڕوانمه سه‌قـزی سـوور

 

قايـم وه‌ك قه‌ڵای بێهنـام

به‌رز وه‌كـوو و‌ه‌نه‌وشـــه

سه‌دان دروود‌و سه‌لام

له‌و رێگــاو بان‌و حـه‌وشـــه

 

كرێـكـارانی مه‌يان

ماست‌فـــرۆش و كاروانی

ديمه‌نێک ئه‌كه‌ن به‌يا‌ن

گه‌شتـر له به‌ر‌به‌يانی

 

قۆپی قاقاو پشت ئاشــان

به‌رده‌بووكێ و ره‌قه‌بـوار

شاخه‌رووش ته‌پـی ماڵان

ژوانگه‌من له ده‌وری شـــــــار

 

قه‌ڵا‌و به‌رزی باوه‌خـان

سه‌ر‌په‌چه‌و ده‌وری هه‌ڵـۆ

رۆژ‌و شــــــه‌وان بێ وچان

برينـم دێنـــن‌و سـۆ

 

سۆفـيم بۆ دێمــه‌كاڵان

ده‌روێشم له شێخ‌مـه‌زهه‌ر

هه‌ڵۆی هه‌ڵۆم ئێـواران

له جاميعـه ناچمـه سه‌ر

 

له جاقل و كونه مـار

تێکه‌گه‌ڵ چۆمی وڵی‌خان

ئه‌م به‌ره‌وبه‌ر دێمه‌خوار

تا كازم‌خانـی‌ خۆمان

 

گۆزه‌م دێم به‌ره‌و كانی

كه‌ڵانته‌رو به‌ردينه

له هه‌نده‌ران پێم زانـی

نیشتمانم شیرینه

 

+  ارسال در  86/12/09ساعت 22 | 

شب باران و انتخابات

امشب باران شدیدی باریدن گرفته است همانگونه که شب گذشته هم می بارید.با شه مال از تهران برگشته و مازیار گشتی زیر باران زدیم و کلی صحبت شوخی و جدی کردیم.این ها بهانه ای بود برای اینکه بگویم باران لذت بخشی می بارد و شه مال هم برگشته تا دوباره شارنیوز پر عکس شود.

 

انتخابات رونقی ندارد حتی اگر همه نهادهای مسئول و غیر مسئول در این امر از این گفته ناراحت باشد و نخواهند ما بگوییم انتخابات گرم نیست.برایم جالب است که مسئولان از هر ابزاری برای تحقق مشارکت حداکثری استفاده می کنند غیر از معمول ترین راه که رقابتی کردن انتخابات است مثلا امروز در تاکسی نشسته بودم که دوستی را دیدم به سمت یکی از نهادها می رفت تا مشکل زمین دوست دیگری را حل کند و می گفت رئیس این نهاد گفته تو دارو دسته ات را تشویق به شرکت در انتخابات بکن کارت رو راه می اندازم یا یک گروه تئاتری برای درخواست کمک به یک اداره دیگر رفته بود که مسئول آن ادار خواسته بود تئاتری در باب ترغیب مردم به حضور در انتخابات اجرا کن کمک درست و درمانت با من.

تصورش را بکنید اگر از انتخابات را رقابتی می کردند و کسانی غیر از جمعی خاص را تایید صلاحت می شدند یا به هر ترتیب استانداراهای یک انتخابات آزاد را رعایت می کردند امر مشارکت تحقق پیدا نمیکرد؟ (جواب بله تحقق پیدا می کرد )

 

از این حرف ها گذشته در شارنیوز میهمان دو کاندیدای تایید صلاحیت شده بودیم و کلی در باره همه چیز با هم صحبت کردیم نقطه مشترک صحبت آنها و احتمالا سایر کاندیداها عدم موفقیت حیدری به در طی چهار سال گذشته بود.

+  ارسال در  86/12/07ساعت 22 | 

سیه روزی های مطبوعاتی

 

واقعا این روزنامه سیروان چیز بی خود و بی مصرفی است که اگر نبود اینطور روی دست دکه دارها نمی ماند.امروز که از جلوی دکه های روزنامه فروشی شهر رد می شدم تعداد زیادی از این روزنامه بسیار محبوب را دیدم و فکر کردم شماره جدید آن به بازار آمده که اینطور نبود و شماره شنبه گذشته این روزنامه هنوز ده تایی فروش نکزده بود.سیروان زمانی جزء پیشرو ترین روزنامه های غرب کشور با تحریریه ای بسیار قوی به شمار می آمد اما با تغییر دولت و به این دلیل که امتیاز این هفته نامه در اختیار استانداری است کن فیکون شد و افتاد دست گروهی ... که اینگونه این رسانه پرمخاطب را به خاک سیاه نشاندند.آخرین سرمقاله دکتر جلالی زاده با عنواننه نجار(استاندار) فرزند كردستان است و نه من فرزند ایران  هنوز در خاطره ها مانده است.اما از این طرف دو هفته نامه هاوار به چاپ سوم رسید اتفاق نادری در عرصه مطبوعات به شمار می آید( اگرچه مسبوق به سابقه هست )حالا چه شده است که هاوار اینگونه پر مخاطب است و سیروان -که عملا تبدیل به نشریه داخلی استانداری شده- اینگونه سیه روز ، می دانم ولی نمی گویم.

 

به عرض می رسانم که اسامی تایید صلاحیت شدگان اعلام شد و 5 نفر به جمع رقبا اضافه شدند.در کردستان هیچ یک از اصلاح طلبان یا سیاسیون مستقل تایید نشدند . چیزی که پیش بینی اش را کرده بودم که سر هر کجا با منتقدان دولت و غیراصولگرایان معامله کنند در کردستان با توجه به شرایط خاص این استان معامله ای صورت نمی گیرید و بسته عمل خواهد شد که شد.

 

+  ارسال در  86/12/05ساعت 22 | 

بنازم به این اشتها

در لابه لای اخبار استان از یک سری منابع بدجوری مطلع شنیدم که شورای محترم شهر سنندج مبالغی چند اختلاس فرموده اند و اکنون گندش بالا آمده و کار حسابی بیخ پیدا کرده است .این مبلغ از طریق خرید زمینی برای شهرداری به جیب مبارک 3 تن از اعضای شورای شهر سنندج رفته است به شکلی که زمین مورد نظر شهرداری بهای به مراتب کمتری نسبت مبلغ مورد معامله داشته اما به فروشنده گفته شده که شما چند برابر ارزش واقعی این زمین را بخواه و کاری نداشته باش که وی هم از خدا خواسته این کار را کرده و بعدا کاشف به عمل می آید که این زمین به اوقاف تعلق داشته و شهرداری بدون هماهنگی با شورا از فروشنده شکایت میکند که چرا زمین اوقاف را به ما فروخته ای و وی هم می گوید بیایید این هم ایکس میلیون اضافی که بابت زمین به من دادید که نخواستیم! شهرداری می گوید چه ایکس میلیونی چه کشکی و فروشنده هم در عین نامردی .سیر تا پیاز ماجرا را برای مسئولان پیگیر تعریف می کند.خلاصه احسنت به اشتهایتان که توانستیداین پول بی زبان را اینچنین حاپولی کنید ...

برای دومین بار در سقز برف زرد بارید! این دیگر چه صیغه ای است ما هم نمیدانیم .خواستیم یک نفر را پیدا کنیم در این مورد توضیح دهد  اما بد جوری به خاطر یک مسئله دپرس بودیم حوصلمان نکشید وگرنه خوراکی خوبی برای شارنیوز بود.

آقا چه کنیم؟ سقز بد جوری بی خبر است. دوستان از طریق ای میل و غیره! خبر می خواهند و می گویند شارنیوز چرا خبر جدید ندارد.به جان عزیزتان یا خبری به ما نمی رسد و یا اصلا اتفاق نمی افتد و گرنه یکی دو ساعتی که در شارنیوز هستیم را حتما به تنظیم آن اختصاص می دادیم.لطفا اگر اتفاقی در شهر می افتد ما را با خبر کنید و بدانید ما کم کاری نمی کنیم.خلاصه سقز بد جور دچار روزمرگی و بی خبری است.

+  ارسال در  86/12/01ساعت 22 |