از بس از نابسامانی های اقتصادی مملکت در این وبلاگ حرف زده ام که دیگر خودم هم حالم به هم می خورد اما این نکته آخر را یه مختصر توجهی داشته باشید قول می دهم بس کنم!
جناب احمدی نژاد رئیس جمهور نورانی ایران،وزارت اقتصاد و بانک مرکزی را مسئول بخشی از مشکلات اقتصادی دانست.نمی دانم در میان این دور بری هایش یکی نبود با مهربانی به او تذکر بدهد که: پدر جان! این های که ازشان انتقاد کردی که عضو دولت خودت هستند و نا سلامتی تو مسئولشان هستی واحیانا دست خاتمی در کار نیست.خلاصه همین مانده بود که بند کند به دولت خودش که نمود(البته بند). از جیگر رد شده و قلوه ایست این احمدی نژاد.
باران به کوهستان نبارید وبهار سال شکوفایی چندان خوب آغاز نشد.مناظر اطراف بهاری نیستند و کشاورزان مجبور شدند گندم های سبز شده در زمینهای دیمشان را به گاو و گوسفندشان بسپارند چه که اینطور به صرفه تر است تا منتظر گندم شدن آن بمانند.
امروز که جمعه باشد سقز چیزی از زمستان کم نداشت و با لباس های بهاری دو سه روز پیش،کسی نمی توانست در هوای آزاد طاقت بیاورد.خدا به خیر کند این اوضاع را که عقرب زلف احمدی نژاد با قمر قرین می باشد.
تا یادم نرفته است عرض کنم که حیدری دو جلسه اخیر مجلس را غایب غیر موجه بوده و محض تنبیه نامش در رسانه ها به همین خاطر اعلام شده...
+
ارسال در
87/01/31ساعت 0
|
مرگ صلاح الدین علایی ناگهانی و غیرقابل باور و زودهنگام بود.من نوروز سال گذشته مصاحبه ای با ایشان در مورد درگیری اش با یک فرمانده سپاه(یا شاید بسیج) داشتم و چند مورد دیگر در مجالس مختلف با آن مرحوم همراه بودم .البته در زمان تبلیغات انتخابات هم برای مصاحبه با شارنیوز ابراز تمایل کرده بودند که فرصتش فراهم نشد.
همانگونه که میبینید آشنایی بنده با مرحوم علایی آنچنان عمیق نیست که بتوانم تحلیل مناسبی نسبت به عملکرد سیاسی و اجتماعی وی چه در زمان مسئولیتش چه سایر حوزه هایی که فعالیت داشت ،داشته باشم.اما همین که هیچ باندی به نام وی شکل نگرفت ،موجبات آزار دیگران را فراهم نکرد و در البته در مراسم تشییع پیکرش هم هیچ مقام دولتی حاضر نبود ،ذهنیت مثبتی نسبت به وی دارم. دوستان هم تعریف میکنند که در جریان تظاهرات اعتراض به دستگیری اوجالان نقش پررنگی داشت و سخنرانی به یادماندنی هم ایراد داشتند.
خداوند ایشان را مورد رحمت خود قرار دهد .
در حال تدارک برنامه ای با حضور شخصیتهای سیاسی ،اجتماعی منطقه هستیم.
+
ارسال در
87/01/28ساعت 14
|
امروز در روزنامه اعتماد خوادنم که سازمان بین المللی شفافیت که وظیفه اش اندازه گیری میزان فساد دولت ها است در گزارشی اعلام کرده که ایران در میان 179 کشور 30 امین کشور فاسد جهان است که در مقایسه با چهار سال قبل- یعنی سال آغاز به کار مجلس هفتم و دولت نهم – 47 پله نزول داشته که نتیجه ای که از این گزارش میتوان گرفت این است که ایران فاسد تر شده است.
واقعا جای تاسف دارد.این بود دولتی که آمده بود دزد بگیرد و باندهای مافیایی را کشف کند و با مفسدان اقتصادی برخورد کند؟ این بود آن همه در بوق و کرنا کردن و همه دولت مردان سابق را متهم به فساد کردن و اتهام رانت خواری به آنها چسپاندن؟ حداقل این گزارش ثابت میکند در همین سه ساله دولت به لحاظ اقتصادی بسیار فاسدتر از دولت های پیشین بوده است.
اما شعار دزد گرفتن هنوز برای مردمی که از فساد به تنگ آمده اند و به مناسبات بیمار حاکم بر دولت ایران ناراحت هستند،جذاب است و آرزو دارند کسی پیدا بشود و واقعا این کار را بکند.برای همین است که دولت نهم که همگان بر صفت پوپولیست بودن آن اتفاق نظر دارند هنوز دم از این شعار میزند.
به حرف های رئیس جمهور در سفر اخیرش به خراسان توجه کنید:
دولت در انجام اصلاحات و مبارزه با فساد تنها است»، «دولت در مبارزه با مفاسد اقتصادي اهتمام جدي دارد»، «وقتي قرار مي شود با يکي از دست هاي آلوده برخورد شود هزاران دست به حمايت از وي بر مي خيزند»، صحبت هاي روز جمعه رئيس جمهور احمدي نژاد در مشهد تفاوتي با سخنان وي در سه سال گذشته ندارد.
حقیقتا در سال پایانی دولت خاتمی اقتصاد ایران در بهترین شرایط خود بعد از انقلاب قرار داشت و این مسئله اکنون نمود بیشتری دارد و اصلا ربطی به اردات من ممد خوش تیپ ندارد.همین آمار ها گویای واقعیت است.البته کسانی که به مسائل سیاه و سفید نگاه میکنند هرگز تمایلی به پذیرش تفاوتها نخواهند داشت.
در گزارش اعتماد آمده بود:
به منظور تقويت مکانيسم هاي جلوگيري از فساد، رئيس جمهور، معاونان او، وزيران و کارمندان دولت نمي توانند صاحب بيش از يک شغل دولتي (به استثناي سمت هاي آموزشي و پژوهشي) باشند.دولتي که ادعاي مبارزه با فساد را دارد مي تواند توضيح دهد چرا يکي از اصول مسلم قانون اساسي را زير پا گذاشته است!
در ضمن سازمان بين المللي شفافيت با استفاده از گزارش ها و نظرسنجي ها از سوي 9 نهاد بين المللي اقدام به اندازه گيري فساد در کشورهاي مختلف مي کند.
گزارش روزنامه اعتماد را بخوانید
+
ارسال در
87/01/25ساعت 23
|
امروز در سقز هم مانند سایر نقاط ایران جشن هسته ای برگزار شد دولت از ملت خواست تا موفقیت های هسته ای را جشن بگیرد و خلاصه جماعتی هم هستند که جشن میگیرند و گرفتند.هنوز دستاورد ملموس این موفقیت های بزرگ برای شخص بنده رخ عیان نکرده تا در جشن امروز سه ر چوپی بگیرم و تغییری مثبت در زندگی روزانه ام داده نشده است.چه بسا به سبد خرید امروز منزل نگاه که میکنم مرغ هر کلیو ۲500 تومان گوجه 1200 تومان و... که خیلی ها میگویند اثرات انرژی هسته ای است.
دوستی را بعد از مدتها دیدم و پرسیدم به چه کاری مشغول است وی تعریف کرد که در کارخانه ای در قزوین کار میکرده که مواد اولیه آن از آلمان تامین می شده و بعد از تحریم ها دیگر آلمان حاضر به تحویل مواد اولیه نشده ،کارخانه تعطیل شده و این دوست بیچاره من دست از پا درازتر به سقز بازگشته بود.
اگر معتقدند این جریان و رودرروی غرب قرار گرفتن برای ایران عزت بین المللی به همراه داشته نشانی اش را هم بدهند تا ببینیم کجا این اقتدار دردی را دوا کرده است؟ اگر اقتداری وجود داشت در نشست اخیر اعراب که ایران هم حضور داشت،عربها جسارت مدعی سه جزیره ایران شدن را به خود نمی دادند و حتما عزتی وجود ندارد که در مقابل نماینده ایران چنین بی پروایی میکنند.البته این آخرین شاهکارش بود و دیگر مثال ها بماند.
خلاصه یکی بیاید و بگوید این نمایش امروز که مصرف خارجی داشت چه گلی تا حالا به سر مازده که برایش جشن هم بگیریم؟
تمام این مسائل به کنار ما باید دعا کنیم که دولتمردان این یک سال آخر را خرابکاری نکنند که دودش تو چشم ما می رود و سفره مردم که نه تنها از پول نفت خبری نشد بلکه در حال خالی شدن است.
می توان خیلی مفصل نوشت در این باره نوشت ولی چه بشود!
نمی دانم این خبر چقدر واقعیت دارد که وزیر آموزش و پرورش از مراجع استعلام کرده که آیا پول معلم ها که تابستان بی کار هستند حلال است یا حرام و ظاهرا پاسخ گرفته اند که حرام است و نباید داده شود.
چه جیگرهایی هستند این دولت نهمی ها
+
ارسال در
87/01/21ساعت 0
|
محمود صالحی فعال کارگری،بعد از بیش از یک سال از زندان سنندج آزاد شد .وی عصر امروز را در میان استقبال دوستانش به سقز بازگشت اما خانواده و نزدیکانش مایل نبودند خبر و عکس از وی تهیه شود. جرم محمود صالحی برگزاری اجتماعی در روز جهانی کارگر در پارک کودک سقز بدون دریافت مجوز بود.
نام وی طی یک سال گذشته در کنار منصور اصانلو به عنوان فعالین صنفی به طور مرتب از رسانه های دیداری و شنیداری اعلام می شد و همین باعث جلب توجه افکار عمومی به سرنوشت صالحی شده بود حال که وی یکی از چهره مطرح فعالیت های سیاسی به شمار می رود چه تصمیمی برای آینده فعالیت های خود دارد؟
+
ارسال در
87/01/18ساعت 23
|
سقز امروز عجب هوای سرد مسخره ای داشت .چند روزه پایان اسفند هوا آنقدر گرم می شود که مجبور به برداشتن بخاری می شویم و چند روز اخیر آنچنان باد سردی وزیدن می گیرد که کسی نای قدم زدن در خیابان را ندارد.این هم دلیل دیگری برای اثبات فرضیه مشهور من که سقز شهر عجیبی است.
اگرچه هوای سقز سرد بود اما ما روز خاطره انگیزی را پشت سر گذاشتیم چرا که میزبان استاد میرزاپور موسیقیدان برجسته و نام آشنای سقزی بودیم و کلی درباره تاریخچه موسیقی سقز با ایشان گپ و گفتگو داشتیم.ایشان از زندگی هنری خود گفت و همین کافی بود تا از تاریخ موسیقی سقز را به صورت موجز و مختصر آگاه شویم چه که ایشان هم با بزرگان موسیقی این شهر حشرونشر داشته و خود جزئی از آنها محسوب می شوند ،هم در تمام جنبه های موسیقی از ترانه و آهنگ گرفته تا تحقیق و گردآوری را در کارنامه خود دارند.کلی خاطرات جالب و ناب از زبان استاد شنیدیم که حقیقتا لذت بخش بود.
برای شخص من البته دیدار امروز زنده کننده روزهای بود که از محضر ایشان به عنوان معلم هنر در سال سوم راهنمایی کسب فیض می کردم و درآن روز ها به عدد انگشتان دست در سقز نوارفروشی(همان استریوی خودمان) وجود نداشت و اساسا همراه داشتن برخی کاست ها جرم محسوب میشد، ایشان در کلاس درس به ما آموزشهای ابتدایی درک موسیقی را میدادند و تا پایان سال چند ترانه را که خود ساخته بودند را نیز به ما آموزش میدادند.
قضیه وقتی اهمیت می یابد که بدانید ایشان در حین آموزش سرود؛الفبای کردی را نیز به ما یاد میدادند و افسوس که در آن سالها قدرت درک د محضر استادی همچون ایشان بودند را نمی دانستم و ساده از کنار آموزش های ایشان می گذشتم.
در زندگی از این افسوس ها زیاد با خود دارم...
اما نکته دیدار امروز زمانی بود که من از ایشان خواستم نظرشان را در مورد برخی از بزرگان موسیقی کردی بیان کنند ونظر ایشان را در مورد حسن کامکار و رشید فیض نژاد،مجتبی میرزاده جویا شدم و تا نام صدیق زهری را بردم اشک بر چشمان ایشان نشست و لحظاتی نتوانستند صحیبت کنند.اردات استاد میرزاپور به مرحوم زهری برایم غریب بود...
+
ارسال در
87/01/17ساعت 22
|
بعضی وقت ها به زود باوری بیش از حد همشهریان شگفت زده ام میکند و گاهی اوقات لجاجت و عدم پذیرش موضوعات منطقی از سوی آنها، دیوانه کننده است.همین جریان تبدیل شدن سقز به منطقه آزاد تجاری چگونه مانند بمب در شهر صدا کرد! به شکلی دهها نفر در روز در همین مورد با ما صحبت می کردند و جالب اینکه چون دوست داشتند این خبر درست باشد به هیچ وجه قانع نمی شدند که شایعه است و بعضا دلخور هم می شدند.
اما در پاره ای مواقع مهم و حساس که لازم است عکس العملی از مردم سر بزند هرچه تلاش میکنی و دلیل می آوری که بیا و یه حرکتی انجام بده.انگار نه انگار
خلاصه این بحث منطقه آزاد تجاری خیلی مسخره شده و شایعات آنچنان دامنه پیدا کرده که بعضی وقت ها آدم شاخ درمی آورد مثلا یکی می گفت خودش شنیده که با بلند گو به مردم به همین مناسبت تبریک گفته اند و یا یک نفر از یک کارمند نقل میکرد که بخش نامه هایی در همین مورد به اداره آنها رسیده است.
اصلا از این خبرها نیست و هیچ کجا و در هیچ پایگاه دولتی در این مورد اطلاعی داده نشده و از هر مقام دولتی هم که می پرسیم ابتدا می خندد بعد می گوید خواب دیدید خیر باشد مگر سقز بندر است یا مرز ...
جدا دارد قضیه بیخ پیدا میکند و ممکن است شهروندان دیگر شهرها مسخره مان بکنند.اگر ممکن است بی خیال منطقه آزاد و این جور چیزها بشوید
+
ارسال در
87/01/16ساعت 0
|
سعادتی شد تا صبح را در بوکان بگذرانیم .از همان بدو ورود، نوروز را می توانستی احساس کنی البته نه از شلوغی بازار و آذین معابر به همین مناسبت،بلکه وارد شهر که می شدی از محل فرمانداری گرفته تا خیابان اصلی شهر بلندگئو های نصب شده بود و حسن زیرک سرود ملی نوروز و سایر آهنگ خاطره انگیزش را خوش می خواند.باورتان نمی شود همین ابتکار ساده چقدر حال و هوای بوکان را عوض کرده بود.البته برخی از شعرهای ترانه ها مخصوص رده سنی 18 سال به بالا بود که این نکته از سوی مسئولان ذی ربط مراعات نشده بود.
ظاهرا در بوکان مسئولیتهای مهم به نیروهای بومی سپرده شده است و جو کلی شهر اقتضاء کارهایی از این قبیل را می کند.به همین دلیل از فرماندار محبوب و مردمی سقز و سایر مسئولان که بسیار لایق پستی که به آنها داده شده است،هستند تقاضا می کنم با توجه به فضای حاکم بر تفکرات مسئولان شهر کارهایی از این قبیل را در شهر ما هم انجام دهند تا نوروز به کاممان خوش و خورم شود. احتمالا آهنگ های مورد نظر این دوستان خصوصا از نوع مودبشان "ممد نبودی ببینی" ، "یاور تخریب چیه من" و... خواهد بود که خیلی هم آهنگ های خاطره انگیز و جالبی هستند.
جناب حسن زیرک عزیز در بخشی از ترانه خود با ضمن ابراز ناخرسندی از زنج های احتمالی معشوق اظهارداشت "وا نا بی و وا نابی ده ستم له مه مکی دابی ..." لازم به ذکر است در زمان پخش این آهنگ جوانان بوکان با همراهی ایشان خود را هم درد با حسن می دانستند.
+
ارسال در
87/01/05ساعت 12
|
بعد از چند روز که در مسافرت بودم امروز به سقز برگشتم و دوباره کار را شروع کردیم.سقز بسیار شلوغ است و برعکس شهرهای بزرگ که معمولا در نوروز خلوت می شوند،در شهر دوست داشتی ما غلغله ای است.
اما نکته جالب حضور محسوس نیروهای انتظامی و راهنمایی و رانندگی در سطح شهر و محور های اطراف شهر بود جهت حفظ نظم و امنیت نوروزی که البته این کار به خوبی انجام میشد.مثلا چیزی که خیلی برایم جالب بود تذکرات مشفقانه ماموران راهنمایی و رانندگی به ماشین هایی بود که در محل نامناسب پارک کرده بودند جملات مهربانانه مامور با اندکی اغراق به این شکل است: "هوی راننده پژو حرکت کن!خجالت نمی کشی اونجا پارک کردی بیام پایین بزنم دک و پوزت رو پیاده کنم!
باور کنید چیزی در همین مایه ها بود.اخلاق ها حسنه ! و همه از خدمتگذاری خوشحال هستند.
نیروی انتظامی که دیگر حرفش را نزنید از برقراری نظمی که برپا کرده است .مازیار برایم تعریف کرد چطور یکی از برادران اراذل و اوباش قمه به دست می خواست مسیر جمهوری را ببندد(البته خیابان جمهوری!) ایشان نیمه لخت در خیابان راه را بر ماشینها سد می فرمودند . پلیس های وظیفه شناس هم البته به صحنه رسیدند اما در وضعیتی مصداق ضرب المثل "جا خیس و بچه نیست!" شهروندان برادر اوباش را از خر شیطان پیاده کرده بودند که بی خیال بستن خیابان شود.اما از طرف دیگر عصر جمعه ماشین دارها حول میدان مادر مجع میشوند که نیروی انتظامی در اقدامی شجاعانه از هرگونه ایستادن خانواده های ماشین دار جهت وقت گذرانی و تفریح جلوگیری میکردند و آنها حریان و سرگردان تنها می توانستند دور بزنند .
حقا که این بزرگواران انجام وظیفه را در حد اعلای درجه انجام می دهند .
برخی از شهروندان معلوم الحال معتقدند که استان زیبای کرمانشاهان از سکنه خالی شده و جملگی مردم دوستداشتنی آن دیار در شهرهای استان کردستان در کسوت نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی مشغول به فعالیت هستند و عن قریب سقزی ها در اقلیت قرار خواهند گرفت .این را از همون لحاظ گفتم که بدانید ...
+
ارسال در
87/01/04ساعت 0
|