در مراسم هفته کتابخوانی بودیم که از خادمان کتاب تجلیل می شد.یکی از مورد تجلیل قرار گرفتگان از دوستان ما بود که به روی سن برای دریافت هدیه رفت اما در برگشت بسیار منقلب به نظر می رسید به طوری که احساس کردم دچار مرضی مارگزیدگی یا چیزی در همین مایه ها شده است. جریان را پرسیدم گفت هدیه دهنده گرامی که بسیار هم انسان دوست داشتنی است ظاهرا به جای صبحانه یک دل سیر، سیر خورده بودند و این دوست ما هم از آن آدم هایی است که نمی تواند بوی سیر را تحمل کند خلاصه جناب معتمد ذوق زده هم شده و بیش از حد با این دوست ما روبوسی و خوش بش کرده بود که نزدیک بود به قیمت بیهوش شدن ایشان تمام شود.
عجب وزیر فرهنگی داریم ما ایرانیان، حقا که از فرهنگ هیچ بویی نبرده است . با تمام قوا سعی میکند روحیه نظامی خود را به مجموعه تحت امر خود هم تزریق کند. یک هفته قبل که گفته دولت وظیفه اصلی اش نه تامین حداقل های زندگی که با تقوا کردن مردم است.به هر حال دولت مصمم است ما را بهشت برفرستد. سردار صفار تازگی ها هم گفته ایرانی ها روزی یک ساعت مطالعه می کنند.این هم از دیگر ویژگی های دولت نهم است که درصدد خوب جلوه دادن همه چیز است و در آمار جدید هم خواندن قرآن و کتب دانشگاهی را هم به آمار اضافه کردند(به گفته استاد صاحبی) تا توفیق آنها در کتاب خوان کردن ملت ثبت در تاریخ شود.
تلاش برای ایجاد وبلاگستان سقز از آن دستاوردهایی است که اهالی شارنیوز به آن بسیار افتخار میکنند.خواهش و تمنا ها و گاه تهدید و ارعاب دوستانمان برای وبلاگ نویسی در ابتدای کار که موجب شده که اکنون مجموعه ای متنوع و پویا در فضای مجازی منطقه گرد هم جمع شوند و هر روز وبلاگی درخواست حضور در این جمع را داشته باشد.اگر حوصله ای باشد در مورد ویژگی های آن مطالبی خواهم نوشت اما غرض فعلا خوش آمد گویی مجدد به دو بلاگر قدیمی است که چندی بود کرکره وبلاگشان را پایین کشیده بودند و اکنون مجددا دست به کیبورد شده اند.
در ضمن بعد فنی وبلاگستان سقز در آینده نزدیک دچار تحول خواهد شد.
نامه دعوت جوانان کردستان از خاتمی هم منتشر شد و سقزی ها نقش پررنگی در نامه دارند اولا بیشترین تعداد امضا کنندگان در کردستان از سقز هستند و در ثانی متن نامه هم در سقز تنظیم شد. به سهم خود برای کشورمان نگرانیم و در این شرایط حضور خاتمی میتواند قدری از نگرانی ها بکاهد دلیل بیشتر را هم به مقایسه اوضاع کنونی با سال پایانی دولت خاتمی که خودتان انجام میدهید وامیگذارم و دعوتتان میکنم نامه را بخوانید.
اوباما در نطق پیروزی خود گفت: نمی توانم قول بدهم که همه مشکلات شما را حل می کنم اما قول می دهم صدایتان بشنوم خصوصا زمانی که مخالف هستید.(when you are disagree)
خوش به حالتان ملت شهید پرور آمریکا واقعا خوش به حالتان.
شب های طولانی پاییز و زمستان به خودی خود برایم آزار دهنده است و حوصله ام را به شدت سر میبرد.این چند روز هم که باران میبارید بیشتر مجبور بودم در خانه بمانم واکثر اوقات پای تلویزیون بودم و در جعبه جادویی سیر و سفر بیشتری داشته داشتم .به همین سبب به کشف های فراوانی دست یافتم که بدین ترتیب به عرض و طول شما تقدیم میگردد.
1) تلویزیون های فارسی زبان خارج از کشور بعد از سالها فعالیت بی خاصیت شان در زمینه برنامه سازی، دچار تحول اساسی شده اند که بنده تازه فهمیدم. یکیشان یکی از مدل برنامه های شبیه bigbrother را دوبله کرده که از جمله پربیننده ترین برنامه های سرگرم کننده غرب بوده است. البته تاکید میکنم صرفا سرگرم کننده و قرار نیست روشنفکر تربیت کند. یکی دیگرشان ورژن فارسی برنامه آمریکن آیدل را تهیه کرده و قرار است جوانان با استعداد عرصه موسیقی را معرفی کند که احتمالا رقابت جذابی خواهد بود.سال قبل کردسات برای موسیقی کردی این کار انجام داده بود و خیلی هم طرفدار داشت. آخرین فیلم های هالیودی با زیرنویس فارسی را هم که خیلی وقت است می بینیم و به حمد الله داریم از دیدن برنامه های صدا و سیما بی نیاز می شویم.
2) صدا و سیما را نگاه که میکنیم انگار در مورد مردمان کشوری دیگری برنامه پخش میکند و هیچ چیزش شبیه به زندگی روزانه ما ایرانی جماعت نیست. سریالهای سطحی و معمولا با هدف انتقال ارزشهای خاص که برای مردم جالب نیست، مسابقات تلویزیونی که به شیوه ای نا مناسب و صداو سیمایی از رسانه های غربی تقلید شده و خلاصه برنامه های که اگر مردم را عصبی نکند چنان بی مزه است که ارزش دیدن نداشته باشد. مردم هم نشان داده اند نسبت به صحت اطلاعات داده شده توسط صداوسیما به دیده شک و تردید می نگرند و کاملا بی اعتماد هستند. از رسانه ملی تنها یک صدا شنیده می شود و اگر منتظرید دغدغه های اکثریت جامعه را ببینید باید بی خیال شوید که از این خبرها نیست.
3) جدای از برنامه های سرگرم کننده ای که اخیرا پخش آنها آغاز شده و به نظرم خیلی جالب آمد و خلا برنامه های سرگرم کننده را به نحوی پر میکند، تلویزیون فارسی بی بی سی هم در آینده نزدیک آغاز به کار میکند و در کنار سایر رسانه های اطلاع رسانی و خبری می توانیم مطمئن باشیم که نداشتن آنتن های تلویزیونی هیچ خللی در زندگی ایجاد نمی کند و حتا کلی منفعت هم دارد چون مجبور نیستیم خیلی چیز های را ببینیم و این خوب است.
4) یکی از کارشناسان بهداشت روان و سلامت روح و سرحالی نفس در گفتگو ما با اظهار داشت از دیدن برنامه های صدا و سیمای مرکز استان کردستان جدا خوددازی کنید که وظیفه گفتن بود.
جمعه هفته دو هفته قبل در جلسه جبهه مشارکت استان کردستان (در سنندج) آقای فیروزی مطلبی ارائه داد که وضعیت کشور را در زمینه های مختلف تشریح میکرد. مطلب، بسیار مفصل و جالب بود که امیدوار بودم در جایی منتشر شود اما نشد. آقای فیروزی در بخشی از سخنانشان به حضور نظامیان در قدرت و آسیب هایی که این مسئله متوجه کشور میکند اشاره کردند و به طور ویژه حوزه فرهنگ را نام بردند و بخشی از وضعیت اسف بار فرهنگی کشور را دلیل همین مسئله دانستند.
بازی گلشیفته فراهانی در فیلم اخیر ریدلی اسکات و حضور در مراسم اولین اکران این فیلم(فرش قرمز) بدون حجاب اسلامی بسیاری را ناراحت کرد. مثلا کیهان چیزهایی در مورد گلشیفته نوشت که افراد در جمع های خصوصی خود هم با اکراه اینگونه در مورد شخص دیگری نظر میدهند. اظهارنظر ها ادامه داشت تا نوبت رسید به سردار صفارهرندی که گفت: آنهایی که قانون را زیر پاگذاشتند، زیر پایمان له خواهند شد.(نقل به مضمون)
گفتمان نظامی حاکم بر فرهنگ همانی بود که فرماندار سابق سقز نسب به آن اظهارنگرانی کرده بود که در قیاس با ادبیات حاکم بر گفتمان وزاری دیگر مانند مهاجرانی یا مسجد جامعی امر غریبی به شمار می رفت .تصورش را بکنید وزیر ارشاد زمانی از دست عده ای در نماز جمعه کتک میخورد و به جای هر واکنشی لبخند میزند و حال رسیده ایم به سرداری که خود در زیر پا له کردن یک نفر دیگر پیش قدم می شود. تا چه اندازه می تواند این دو وضعیت متفاوت و بعید از هم باشد.
البته بعد از 4 سال حضور این چهره های جدید بر مسند قدرت دیگر چیز زیادی از فرهنگ باقی نمی ماند که کسی بخواهد از طرز صحبت کردن مسئولان نگران باشد.
بگذریم... چه باران خوشی بارید امروز و چه حالی بردند سقزی ها